امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

سرماخوردگی

لعــــنت ! لعنت به این سرما خوردگی . برای دومیـن بارِ که سرما خوردي . چند شب پیش انقدر حالت بد شد تب داشتی که مجبور شدیم شبانه ببریمت، درمانگاه پارس خاله فریده شیفت شب  بود. دکتر برات آمپول نوشت نمیدونی تا از داروخونه با بابایی بیایم درمانگاه به من چی گذشت یعنی چی آمپول!!!!!!!!!!!!! کلی به خانوم پرستار التماس کردم آروم بزن وقتی روی تخت  خوابوندم خیلی راحت خوابیدی الهی بمیرم که خبر نداشتی میخوات برات آمپول بزنن. طاقت  گریه هاتو نداشتم. کنارایستاده بودم مامان جون با خاله فریده نگهت داشتن من یه گوشه داشتم گریه میکردم دلم میخواست کنارت باشم اما طاقت نداشتم. دلم خنده هاتو میخواست ...
25 آبان 1392

چهار ماهگی پسملممممممممممممم

چهار ماهگی قندکممممممممممممممممم 92/5/2 پسرم 4ماهگیت مبارک .بازم واکسن ،  نوبت 4 ماهگیه ، خیلی نگران بودم عزیزکم ، بابایی جایی کار داشت به خاطر همین با بابا جونی رفتیم واکسن بزنی .بهت قطره استامینوفن دادم وحرکت کردیم به سمت خانه بهداشت که نزدیک انبار نفت .توی مرکز بهداشت خیلی آروم و مهربون تو بغل باباجونی بودی آخه فقط برای بابا جونی با صدا میخندی .در کل با مردها میونت خوبه. البته اینم بگم عاشق بابایی وقتی بابایی نماز می خونه همش خودتو برای بابا لوس میکنی تا نگاهت کنه و براش از خنده غش میکنی. . . اول چکاپ قد و وزن و بعد واکسن ، بازم بیرون بودم و باز مامان جون برد برای زدن واکسن و تا صدات آمد نتو...
11 مهر 1392